از تو باید می گذشتم

ولی افسوس نتونستم

تو عروسک بودی و من آخر قصه دونستم

تو وجود خالی تو جز دروغ هیچی ندیدم

کاش می شد به حبیبم بیش از اینا میرسیدم

یه روزی یه روزگاری حرف بین ما نگاه بود

عشق و نقاشی می کردیم نقش ما خورشید و ماه بود

بعد از اون واژه نوشتیم جملمون ستاره چین بود

مثل دریا آبی بودیم

معنی زندگی این بود

 سوختمو سوختمو ساختم

هرچی داشتم به پات باختم

کاش تورو از روز اول مثل امروز می شناختم

آخه عشق یعنی شکستن

عاشقانه سر سپردن

دل سپردن به سرابه

در سکوت خویش مردن

 


 

نوشته شده توسط S a M a N e H در چهارشنبه هشتم آذر 1385 ساعت 11:9 موضوع | لینک ثابت